شهرزیستی برای همزیستی اجتماعی

ین کتاب از نظر ساختار نیز جالب است و مجموعه‌ای گسترده از موضوعات اصلی شهرسازی را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد؛ از برنامه‌ریزی شهری و کاربری زمین تا حمل‌ونقل، منظر، مناطق مسکونی، بازآفرینی شهری، مدیریت بحران، برنامه‌ریزی در مقیاس خرد و شهرسازی مشارکتی. به همین دلیل، می‌توان آن را برای دانشجویان، پژوهشگران و متخصصانی که می‌خواهند با بخشی از تجربه و اندیشه شهرسازی ژاپن آشنا شوند، کتابی مفید دانست.

ادامه مطلب

مفهوم ذکاوت پیاده

ممکن است بگویید «ذکاوت پیاده» ترکیب مناسبی نیست و این مفهوم را به خواننده منتقل نمی کند یا شاید واژه «ذکاوت» برای بیان این مفهوم بیش از حد ادبی باشد. همچنین اصطلاح انگلیسی «Pedestrian Intelligence»  در پژوهش‌های مختلف با معانی متفاوت به کار رفته است؛ بنابراین ممکن است ترکیب دیگری در زبان فارسی بتواند معنای شناخت، فهم، ادراک و پاسخ‌گویی هوشمندانه شهر نسبت به عابر را بهتر منتقل کند.

ادامه مطلب

جزیره مایورکا

مایورکا فقط در این چهار ویژگی خلاصه نمی‌شود. آنچه هنگام قدم‌زدن بیش از همه به چشم می‌آید، میدان‌های کوچک و فضاهای عمومی زنده است؛ مکان‌هایی برای نشستن، گفت‌وگو، بازی کودکان، حضور سالمندان و فعالیت کافه‌ها. در چنین فضایی، پیاده‌روی فقط عبور از یک نقطه به نقطه دیگر نیست. عابر، همزمان شهر و منظر را تجربه می‌کند؛ راه می‌رود، مکث می‌کند، می‌بیند و با محیط ارتباط برقرار می‌کند.

ادامه مطلب

شهر پالما در مایورکا

پالما شهری در مرز میان تاریخ، دریا، گردشگری و زندگی روزمره؛ شهری که هنوز در بسیاری از فضاهایش می‌توان مکان را از ارتفاع چشم عابر تجربه کرد. اما این تعادل دائمی نیست. مایورکا نیز مانند بسیاری از مقصدهای گردشگری جهان در معرض فشار سرمایه، افزایش قیمت مسکن و گردشگری انبوه قرار دارد. بنابراین آنچه امروز در این جزیره می‌بینیم، نه یک پایان موفق، بلکه یک فرآیند مداوم مراقبت، تنظیم و تصمیم‌گیری است.

ادامه مطلب

پیاده راه 17شهریور تهران

مسئله‌ی بنیادین پروژه ۱۷ شهریور، طراحی آن به‌مثابه یک «جزیره‌ی محصور» بود. پیاده‌راهی که به شبکه‌ی حرکتی پیش و پس از خود متصل نباشد، همانند رگی است که دو سر آن بسته شده باشد؛ در چنین شرایطی، خون، یعنی جریان حرکت، زندگی و اقتصاد شهری در آن متوقف و دچار لختگی می‌شود. این در حالی است که پیاده‌مداری، ذاتاً پدیده‌ای شبکه‌محور است و بدون هم‌پیوندی، معنا و کارکرد خود را از دست می‌دهد.

 برج میلاد

برج میلاد به عنوان ششمین برج مخابراتی دنیا، هزینه‌ی گزافی را به شهر تحمیل کرد این برج بر روی تپه‌های نصر ساخته شده که به طور طبیعی با اتوبان‌های همت، حکیم و چمران محصور شده است. دسترسی به این نمادِ شهری عملاً تنها با «خودرو» ممکن است. عابری که بخواهد پیاده به این برج برسد، با دیوارهایی از بتن و شیب‌های تندِ غیرانسانی روبروست. برج میلاد به جای آنکه محرکِ توسعه‌ی محلات اطراف باشد، به یک «برجِ عاج» تبدیل شده است که ارتباطِ اندکی با بافتِ اجتماعی پیرامونش دارد.

شهرک اکباتان

شهرک اکباتان به عنوان نماد مدرنیسم شهری، در نگاه نخست (از بالا) منظم و کارآمد به نظر می‌رسد. اما تجربه زیسته با کالسکه فرزندم در دهه ۷۰، «نقشه ذهنی» متفاوتی را ترسیم کرد. در این نقشه، پله‌ها و اختلاف سطح‌های ناگهانی، نه عناصر معمارانه، بلکه «سدّهای حرکتی» بودند. برای یک مادر یا پدر، نقشه اکباتان به مجموعه‌ای از «بن‌بست‌ها» تبدیل می‌شود که بدن را مجبور به انجام حرکات اضافی و فرساینده (مانند بلند کردن کالسکه) می‌کند.