جداره‌های خیابان؛ جایی که ساختمان با زندگی شهری ملاقات می‌کند

ارسال شده در توسط معینی
AberShahr > پیاده مداری > جداره‌های خیابان؛ جایی که ساختمان با زندگی شهری ملاقات می‌کند

جداره‌های خیابان؛ جایی که ساختمان با زندگی شهری ملاقات می‌کند

تجربه ما از شهر، بیش از آنچه تصور می‌کنیم، در تراز چشم و در تماس مستقیم با خیابان شکل می‌گیرد. عابر پیاده شهر را از بالا یا از روی نقشه نمی‌بیند؛ او شهر را در هنگام حرکت و از میان مجموعه‌ای از تصاویر، صداها، بوها، فعالیت‌ها، آدم‌ها، درها، پنجره‌ها و جداره‌هایی تجربه می‌کند که در مسیرش قرار دارند.

در ادبیات طراحی شهری، قلمرو عمومی (Public Realm) مفهومی گسترده و مهم است که خیابان‌ها، میدان‌ها، پارک‌ها و دیگر فضاهای عمومی و قابل دسترس شهر را دربرمی‌گیرد. اما کیفیت تجربه این قلمرو فقط به کف خیابان، پیاده‌رو یا مبلمان شهری محدود نیست. ساختمان‌ها و به‌ویژه جداره‌هایی که مرز میان فضای خصوصی و عمومی را می‌سازند، بخش مهمی از تجربه بصری و حسی عابر را شکل می‌دهند.

از همین رو ممکن است ساختمانی از نظر معماری زیبا و حتی شاخص باشد، اما اگر طبقه همکف آن با دیواری بسته، پارکینگ، شیشه‌های تیره و بدون ورودی و فعالیت رو به خیابان شکل گرفته باشد، تجربه عابر در کنار آن چندان مطلوب نباشد. برعکس، ساختمانی نسبتاً معمولی می‌تواند در سطح خیابان، با مغازه‌های کوچک، ویترین‌ها، درها و پنجره‌ها، کافه‌ها و فعالیت‌های متنوع، جداره‌ای زنده ایجاد کند و تجربه‌ای بسیار مثبت‌تر برای عابر به وجود آورد.

بنابراین برای عابر، کیفیت ساختمان الزاماً همان کیفیت معماری کل ساختمان نیست؛ آنچه در تراز چشم اتفاق می‌افتد، اهمیت ویژه‌ای دارد.

جداره فعال و جداره مرده:

wall1

سمت راست : بدنه پر جنب و جوش و سرزنده سمت چپ : دیوار و جداره مرده

خیابان جایی است که ساختمان با شهر ملاقات می‌کند.

درها و پنجره‌هایی که به خیابان باز می‌شوند، ویترین مغازه‌ها، فعالیت طبقه همکف، کافه‌ها و رستوران‌ها و حضور افرادی که در مرز ساختمان و پیاده‌رو قرار می‌گیرند، ارتباط میان فضای خصوصی و عمومی را برقرار می‌کنند.

در مقابل، دیوارهای طولانی و بدون بازشو، پارکینگ‌های طبقاتی، نماهای بسته و فعالیت‌هایی که هیچ ارتباطی با خیابان ندارند، این رابطه را قطع می‌کنند. حاصل آن چیزی است که می‌توان آن را جداره مرده (Dead/Blind Frontage) نامید. تفاوت این دو فقط یک مسئله زیبایی‌شناختی نیست؛ تفاوت میان دو نوع تجربه از شهر است.

Plinth ؛ شهر در تراز چشم

در کتاب The City at Eye Level  برای این بخش از ساختمان از مفهوم Plinth  استفاده شده است. منظور، طبقه همکف و بخشی از ساختمان است که در تراز خیابان با عابر و فضای عمومی ارتباط برقرار می‌کند. نویسندگان کتاب  Plinth را مهم‌ترین بخش ساختمان برای تجربه «شهر در تراز چشم» می‌دانند و پرسش اصلی آنان نیز بسیار ساده است: وقتی به عنوان یک عابر در خیابان حرکت می‌کنیم، ساختمان‌ها، فعالیت‌هایشان و نحوه طراحی آنها چه تجربه‌ای برای ما ایجاد می‌کنند؟

این نگاه به یک نکته مهم اشاره دارد:

عابر فقط در پیاده‌رو حرکت نمی‌کند؛ او هم‌زمان جداره‌های خیابان را نیز تجربه می‌کند.

به همین دلیل، حتی پیاده‌رویی که از نظر عرض، کف‌سازی، روشنایی و امکانات فیزیکی مناسب طراحی شده باشد، اگر در کنار جداره‌های بسته و یکنواخت قرار گیرد، می‌تواند به مسیری خسته‌کننده برای عبور تبدیل شود. در مقابل، مسیری که فعالیت‌های متنوع، جداره‌های جذاب، امکان نشستن، مکث، دیدن و دیده‌شدن و ملاقات با دیگران را فراهم کند، می‌تواند از یک «مسیر عبور» به یک مکان شهری تبدیل شود.

کتاب The City at Eye Level نیز برای ارزیابی یک Plinth خوب تنها به خود ساختمان نگاه نمی‌کند، بلکه سه مقیاس ساختمان، خیابان و زمینه شهری را در ارتباط با یکدیگر بررسی می‌کند؛ زیرا حتی یک همکف بسیار خوب نیز اگر در خیابانی مملو از جداره‌های بسته یا دور از جریان حرکت پیاده قرار گرفته باشد، به تنهایی نمی‌تواند خیابان زنده‌ای ایجاد کند.

خیابان را با حواس خود تجربه می‌کنیم

wall 2

wall3

ویترین بوتیک‌ها، درهای باز رستوران‌ها و کافه‌ها، میز و صندلی‌هایی که در کنار پیاده‌رو قرار گرفته‌اند، بوی غذا و قهوه، صدای گفت‌وگوی مردم، سایه درختان و تغییرات پیوسته در نماها، همگی بخشی از تجربه حرکت پیاده‌اند.

انسان هنگام راه رفتن تنها با چشم خود شهر را نمی‌بیند؛ شهر را با مجموعه حواس و با بدن خود تجربه می‌کند. از همین رو، سرزندگی خیابان تنها حاصل طراحی فیزیکی نیست. کاربری ساختمان‌ها، ساعات فعالیت، تنوع کسب‌وکارها، امکان توقف و نشستن و حضور دیگر انسان‌ها نیز در کیفیت تجربه عابر نقش دارند.

این رابطه یک سویه هم نیست. افزایش حضور پیاده می‌تواند برای مغازه‌ها، کافه‌ها و کسب‌وکارهای محلی نیز ارزش اقتصادی ایجاد کند. بنابراین میان کیفیت جداره، سرزندگی خیابان، حضور عابر و اقتصاد محلی رابطه‌ای متقابل وجود دارد.

وقتی جداره خیابان به اغتشاش بصری تبدیل می‌شود

در شهرهای ما مسئله فقط «دیوار مرده» نیست. گاهی با وضعیت معکوس آن نظیر انباشت بی‌قاعده تابلوها، تبلیغات، مصالح، رنگ‌ها، تأسیسات و عناصر مختلف در جداره خیابان روبه‌رو هستیم. بنابراین سرزندگی را نباید با آشفتگی بصری یکی دانست.

یک جداره شهری خوب می‌تواند متنوع و پرتحرک باشد و در عین حال دارای خوانایی و انسجام باشد. همان‌طور که یکنواختی و دیوارهای بسته تجربه پیاده را فقیر می‌کنند، اغتشاش بیش از حد نیز می‌تواند خوانایی محیط و کیفیت تجربه عابر را کاهش دهد.

بنابراین مسئله اصلی نه «یکسان‌سازی نماها» است و نه افزودن هرچه بیشتر عناصر تزئینی؛ بلکه ایجاد تنوع در مقیاس انسانی همراه با پیوستگی و خوانایی خیابان است.

 wall4

ویترین بوتیک ها که به روی خیابان باز می شوند ، درب و سالن رستورانهایی که بروی خیابان گشوده می شود و صندلیهای رستوران هاییکه در جوار پیاده رو ها و در گنار خیابان پذیرای مشتریان هستند و قسمتی از پیاده رو ها را اشغال کرده اند و مردم را دعوت به نشستن بر روی آنها می کنند، بوهای خوش، صداهای دلنشین،  زیباییهای بصری در خیابان ، همه و همه حکایت از جذابیت و سرزندگی خیابان برای جذب بیشتر عابرین پیاده نه تنها به عنوان رهگذر بلکه برای افرادیکه با اینگونه مکانها ایجاد ارتباط و همزیستی می کنند، فراهم می آورند.  همچنین اقتصاد شهری به جذابیت جداره های خیابان ها ، سر زندگی،  جنب و جوش و تعدادعابرینی که از آن خیابانها عبور می کنند و خرید می نمایند نیز به رابطه تنگاتنگی دارد

 توجه: از «جداره خیابان» تا «شهر در تراز چشم» the-city-at-eye-level

این نوشته سال‌ها پیش در عابرشهر با تأکید بر اهمیت جداره‌های خیابان منتشر شد. بازخوانی آن امروز نشان می‌دهد که بحث جداره فعال را باید در چارچوب گسترده‌تری دید: تجربه شهر در تراز چشم عابر.

کتاب The City at Eye Level این موضوع را با نمونه‌های متعدد شهری بسط داده و نشان می‌دهد که کیفیت فضای عمومی، مقیاس انسانی،  Plinth یا همکف فعال و تجربه کاربر اجزای یک مسئله واحدند. این پروژه امروز نیز همین رویکرد انسان‌محور و تعامل میان ساختمان و خیابان را محور فعالیت خود معرفی می‌کند.

برای آشنایی بیشتر با این دیدگاه، در عابرشهر می‌توانید مطلب زیر را نیز مطالعه کنید:

←معرفی کتاب «شهر در تراز چشم؛ The City at Eye Level»

برای مطالعه بیشتر

Karssenberg, Hans & Laven, Jeroen (eds.). The City at Eye Level: Lessons for Street Plinths. STIPO.

نسخه‌های کتاب The City at Eye Level به صورت منبع‌باز منتشر شده‌اند و نسخه دیجیتال آنها از طریق STIPO و وب‌سایت رسمی پروژه در دسترس است.

معینی
smmoeini@gmail.com
سلام، به عابر-شهر خوش آمدید. اینجا وبگاه شخصی سید محمد مهدی معینی فارغ التحصیل دکترای شهرسازی با گرایش برنامه ریزی شهری از دانشگاه نیوکاسل-انگلستان است. تحصیل و زندگی در شهرهای اروپایی و آمریکای شمالی همراه با بیش از 30سال سابقه کار اجرایی و پژوهشی در مدیریت شهر تهران تجربه ای بس گرانقدر است که امیدوارم بتوانم از این طریق حاصل آنرا به دیگران انتقال دهم.